![]() |
![]() |
|
| نویسندگان : شیما بنیادی ، الهام محمدی |
|
یکی از روشهای تهیه زیتون پرورده زیتون پَرورده به گونهای خوراک تهیهشده از زیتون و مواد دیگر گفته میشود. طرز تهیه ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 21:9 توسط شیما بنیادی ، الهام محمدی پور |
|
ب |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 21:8 توسط شیما بنیادی ، الهام محمدی پور |
|
|
معرفی شهرهای املش ، تالش و دیلمان در استان گیلان
دانستنی هایی درباره ی استان گیلان
املش "رومن گیرشمن" رئیس هیأت كاوش های باستان شناسی وقت ایران ، اشیای به دست آمده از املش را متعلق به قرن 8 و 9 ق . م می داند و معتقد است اطلاعاتی كه از دوران آغاز تمدن ایرانی به دست آمده نتیجه كشفیات اتفاقی دهقانان در ناحیه جنوب غربی دریای مازندران است. عمده آثاری كه از آن به عنوان هنر املش یاد می شود از تپه ها و گورستان هایی یافت شده كه در حوزه ی جنوبی شهرستان رودسر واملش و بیشتر در نقاط كوهستانی مستقر بوده اند. این آثار متأسفانه توسط حفاران غیر مجاز مورد دستبرد قرار گرفته اند. بیشتر آثاری كه منسوب به املش است و در موزه های گوناگون عرضه شده ، از منطقه قیس آباد ( غیاث آباد ) به دست آمده اند. گیرشمن آثار به دست آمده از قبور املش را متعلق به دوره مگالتیك یعنی سه هزار سال قبل می داند. او معتقد است در هنر املش آثار زیادی از نفوذ هنر بین النهرین مشهود نیست. كوه های مرتفع و صعب العبوری كه این مردم در آن زندگی می كردند دنباله جبال قفقاز است و آثار هنر ایران شباهت به آثاری دارد كه در آغاز عصر آهن در قفقاز پرورش یافته بود. وجود مجسمه های كوچك برنزی در این ناحیه ما را وا می دارد تصور كنیم رابطه ای میان هنرمندان املش با نواحی قفقاز وجود داشته و شاید این هنرمندان از همان مردمانی باشند كه پیش از آمدن به سرزمین ایران از كوه های قفقاز عبور كرده اند. پروفسور آندره گدار كه اولین رئیس مؤسسه ی باستان شناسی ایران بود ، جنس اشیای به دست آمده از گورستان های نواحی املش ، پیركوه ، دیلم و دیگر روستاها را بیشتر از سفال سرخ رنگ دانسته است. طبق نظر او در گورستان های دیلم ، اشیای سفالی منقوش اگر هم وجود داشته باشد كشف نشده است ، اما مقدار زیاد اشیای طلا و نقره كشف شده در این ناحیه نشان می دهد تزئینات آنها گاهی با هنر یونانی ها یا هنر آتروسك وابسته بوده است. از آثار كشف شده از املش باید از دو چشم بند برنزی مربوط به زین و یراق اسب نام برد كه كتیبه ای به خط میخی بر روی آنهاست و اسامی دو تن از شاهان مانایی و اورارتویی یعنی "منوا" و "آرگیشتی" بر روی آن حك شده است. شاه آرگیشتی همان حاكم اورارتویی است كه به وجود كتیبه ای از او در آبادی رازلیق نزدیك سراب اشاره شده است. پیدا شدن نام او بر روی چنین وسیله ای در املش خبر از ارتباط فرهنگی – هنری و یا به نوعی بازرگانی بین مناطق حاشیه دریای مازندران و ممالك تحت سیطره اورارتورهاست و شاید هم هدیه ای ارسالی برای یكی از حكام دوره آغاز تاریخی املش باشد.
![]()
![]() دیلمانحدود سال های 1965 تا 1971 م هیأتی ژاپنی در منطقه دیلمان لاهیجان به حفاری پرداخت و در حسنی محله ، قلعه كوتی ، نوروز محله ، لسلوكان ، ( رسول خان ) و تپه ی خرم رود ، كاوش هایی انجام داد . در گزارش حفریات هیأت باستان شناسی ژاپنی آمده كه در ناحیه دیلمان میان كوه های البرز، آنجا كه رودخانه ی " پل رود " جریان دارد، دهكده های كوچكی چون دیلمان ، دیارجان و امام ، جای گرفته اند. این ناحیه حوزه آبگیری میان كوهستان است. سیمای طبیعت آن زیبا ، با موقعیت سوق الجیشی و نیز مهد حكومت سلسله آل بویه بود . آثار به جای مانده دوره برنز و آهن در تمام این ناحیه پراكنده است. در این حفریات آثار زیادی از جنس مفرغ ، سفال ، اشیای زینتی و ظروف شیشه ای كشف شد و نتایج این كاوش ها در كتاب چهار جلدی دیلمان ، به زبان انگلیسی و ژاپنی در سال های 1965 تا 1971 توسط دانشگاه توكیو منتشر گردید.از مهم ترین این آثار كه توجه بسیاری را برانگیخت آثار و ظروف شیشه ای مربوط به عصر پارت و ساسانی است. كاوشگران ژاپنی معتقدند كشف این آثار مؤید این نكته است كه زادگاه اشیایی كه در ژاپن كشف شده اند فلات ایران بوده است. "فوكایی " ارتباطات فرهنگی و مبادلات بازرگانی بین ژاپن و ایران در عصر پارت و ساسانی را مطرح كرده و معتقد است بسیاری از پیاله های شیشه ای مدور كه در گیلان یافت شده ، پاسخگوی سؤالاتی چون محل ساخت پیاله ی شیشه ای آرامگاه امپراتور آنكان و مشابه دیگر اشیای مهم مكشوفه در ژاپن نیز هست؛ مثل تكه های پیاله ی شیشه ای ، تراش برجسته كه سال 1953 در جزیره " اكینوشیما " یافت. شد یا پیاله ای شیشه ای با تراش های مدور كه در سال 1963 م از مقابر كاشیوا بارا در نارا ( قرن 5 میلادی ) به دست آمده است. در سال 1340 هیأتی به سرپرستی محسن مقدم ، سال 1344 و سال های بعد به سرپرستی علی حاكمی ، سال 1353 به سرپرستی سید محمود موسوی و سال 5-1374 به سرپرستی رضا صدر كبیر در گیلان حفاری نمودند و آثار ارزشمندی را از خاك به دل موزه ها سپردند.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 20:58 توسط شیما بنیادی ، الهام محمدی پور |
|
كشت بادام زمينی در دو هزار و ۵۰۰هكتار از باغات شهرستان آستانه اشرفيه آغاز شده است. كشت بادام زميني همه ساله از اواخر فروردين ماه و اوايل ارديبهشت در اين شهرستان آغاز و برداشت محصول نيز در اواسط شهريور ماه صورت ميگيرد. بادام زميني يكي از محصولات مهم كشاورزي اين منطقه است و سالانه مقدار ۱۵هزار تن پيله تر بادام زميني از باغات اين شهرستان بدست مي آيد. از اين مقدار پيله تر نيز سالانه ۱۰هزار تن پيله خشك حاصل مي شود كه در نهايت نيز پنج هزار تن محصول بادام زميني بدست ميآيد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 20:51 توسط شیما بنیادی ، الهام محمدی پور |
|
|
گردشگری- همشهريآنلاين:
استان گيلان با مساحت 14711 كيلومتر مربع در ميان رشته كوههاي البرز و تالش در شمال ايران جاي گرفته است اين استان به واحد جغرافيايي جنوب درياي خزر تعلق دارد و با استان هاي اردبيل در غرب، مازندران در شرق، زنجان در جنوب و كشور استقلال يافته آذربايجان و درياي خزر در شمال هم مرز و همسايه است. رود سفيد تمشك كه بين چابكسر و رامسر جاري است، آن را از استان مازندران جدا مي كند. بر اساس تقسيمات كشور سال 1375، اين استان به مركزيت رشت، 12 شهرستان، 35 شهر، 30 بخش، 99 دهستان و 2763 آبادي دارد. شهرستان هاي استان عبارتند از: آستارا، آستانه اشرفيه، بندر انزلي، رشت، رودبار، رودسر، شفت، صومعهسرا، طوالش، فومن، لاهيجان و لنگرود.
تاريخ گيلان با تكيه بر پاره اي اشاره ها و كاوش هاي باستان شناختي به دورة پيش از آخرين يخبندان (بين 50 تا 150 هزار سال پيش) ميرسد. با مهاجرت آريايي ها و ديگر اقوام به اين سرزمين ، از آميزش مهاجران و ساكنان بومي منطقه، قوم هاي جديدي پديد آمـدند كه در اين ميان دو قوم گيل و ديلم اكثريت داشتند. از همان آغاز، فرمانروايان اين قوم ازآزادي كامل برخوردار بوده اند و هيچ گاه در برابر بيگانگان و يا در مقابل حكمان ديگر ، تسليم نشده اند و حتي به اطاعت دولت ماد در نيامدهاند. در قـرن ششم پيـش از ميلاد ، گيلانيان با كوروش هخامنشي متحد شدند و دولت ماد را سرنگون كردند. در زمان ساسانيان، گيلان استقلال خود را از دسـت داد و اردشير بابكان به ياري ارتشي مركب از 300 هزار مرد جنگي و نزديك به 10 هزار سواره گيلان را تسخير كرد. پس از پيروزي عرب هاي مسلمان بر ايرانيان، گيلان به مأمن علويان تبديل شد . در حدود سال 290 هجري قمري ، مردم گيلان و ديلم كم كم به مذهب علويان روي آوردند و در گسترش آن نيز كوشش بسيار كردند. سلسلة ديلميان در دوران فرمانروايي خود به بغداد لشگر كشيدند و خليفة عباسي را شكست دادند . مغولان در زمان اولجايتو موفق شدند براي مدت كوتاهي اين سرزمين را تصرف كنند. گيلانيان در به قدرت رسيدن صفويان نقش مهمي را ايفا كردند. در زمان سلطنت شاه عباس اول ، گيلان استقلال خود را از دست داد. در سال 1071 هجري قمري ، قواي روسيه به دستور پتر كبير به گيلان حمله برد و رشت را تا سال 1145 هجري قمري در اشغال خود نگه داشت . گيلك ها در پيروزي انقلاب مشروطيت نيز سهمي عمده داشتند . آنها در سال 1287 هجري قمري تهران را فتح كردند. نقش مردم گيلان در نهضت ميرزا كوچك خان جنگلي نيز از نمونه هاي درخشان تاريخ اين سرزمين است. شهرستان رشت شهر رشت در دوره پيش از اسلام و دست كم در دورة ساسانيان وجود داشته است .در زماني كه حكومت ساساني رو به فروپاشي مي رفت، حكمراني مستقل اين ديار را گيلانشاه ميناميدند. پس از غلبه مسلمانان بر ايران، اولين بار كه نامي از رشت به ميان آمد، سال 61 هجري قمري بود. در زمان صفويه به ويژه در دورة شاه اسماعيل صفوي ، سرزمين گيلان به دو بخش : بيه پس به مركزيت رشت و بيه پيش به مركزيت لاهيجان تقسيم مي شد. حكومت بيه پيش از 943 هجري قمري به خان احمد گيلاني رسيد و شاه طهماسب اول صفوي، حكومت بيه پس را نيز به او سپرد.سرانجام شاه عباس اول صفوي گيلان را تسخير كرد. در سال 1045 هجري قمري ، شهر رشت به دست استپان رازين روسي غارت شد. در سال 1722 ميلادي نيز سپاهيان پتر كبير ، رشت را تسخير كردند. سپس روس هاي بلشويك در جريان تعقيب هواداران تزار رشت را به تصرف خود درآوردند.
رشت در طول تاريخ خود ، وقايع اسف انگيز فراواني را از سر گذرانده است . در زمستان 1246 هجري قمري، طاعون شديد در گيلان شايع شد و در حدود شش هزار نفر را از پاي درآورد. 56 سال بعد، شهر به آتش كشيده شد و خسارات فراوان ديد . در سال 1316 هجري قمري در رشت شورش نسبتاً دامنه داري عليه قانون خراج راهداري كارگزاران روس كه از ساكنان دهستان ها دريافت مي كردند، به وقوع پيوست . به هنگام جنگ جهاني اول شهر رشت در معرض تاخت و تاز سپاهيان روس و بعد نيروهاي انگليسي و شورشيان محلي قرار گرفت و خرابي بسيار در آن به بار آورد .در سال 1920 ميلادي ارتش سرخ باكو را تصرف كرد و وارد بندر انزلي شد.
امروزه شهرستان رشت به عنوان مركز راههاي بازرگاني گيلان و بازار تجارت و واردات و صادرات مطرح است و به عنوان مركز استان امكانات جهانگردي فراواني دارد. مراكز ديدني و تاريخي
_____________________ شهرستان آستانه اشرفيه آستانه اشرفيه يكي از مراكز مهم مذهبي و زيارتي گيلان است. وجود مقبره حضرت سيد جلال الدين در اين شهر ، اهميت آن را دو چندان كرده است. اين شهر در گذشته كوچان ناميده مي شد.
مراكز ديدني و تاريخي
_____________________ شهرستان بندر انزلي قديمي ترين زماني كه در متون تاريخي از انزلي ياد شده ، سال 863 هجري قمري است كه در آن زمان يك دهكده كوچك بوده است . از اوايل دورة صفويه، اين ناحيه مورد توجه انگليسيها، روس ها و دولت مركزي ايران كه پايتخت آن قزوين بود، قرار گرفت. انگليسي ها درتجارت ابريشم گيلان با داير كردن شركت تجارتي در مسكو ، راه رشت - بندر انزلي - ادكوبه به اروپا را رونق بخشيدند و انزلي به عنوان دروازه اروپا معروف شد.
با روي كار آمدن پهلوي اول و توجه وي به بندر انزلي ، اين بندر بازسازي و اسكله هاي جديدي در انزلي و غازيان ساخته شد و اداره بندر و كشتيراني مجهز گشت. در حال حاضر، بندر انزلي يكي از زيباترين شهرهاي گيلان و مجهزترين بندر كرانه هاي درياي خزر است كه سالانه هزارن تن كالا توسط كشتي، از آن خارج و يا به آن وارد مي شود. مراكز ديدني و تاريخي
_____________________ شهرستان تالش تالش و تاليش را به عربي طبلستان مي گويند. هشتپر مركز اين شهرستان وسيع است كه در گذشته سفارود و پس از آن ، كرگان رود نام داشت. تا زمان افشاريه، بخش جنوبي شهرستان تالش تابع حكومت لسگر بـود و بـخش ميـاني آن تـا آستـارا تحـت فـرمان حـكومـت نـاو و طول قرار داشت و بخش شمالي آن را گشتاسفي يا گشتاسبي ميخواندند و مركز حكومتي آن لنكران بود. پس از انعقاد قرارداد عهد نامه گلستان و تركمنچاي، تالش گشتاسبي از پيكر ايران جدا شد و سپس تالش اسپهبد و تالش كسگر كه عمدتاً تحت سلطة خوانين نمين اردبيل بود، دو قسمت شد. قسمت شمالي آن در محدودة شهرستان آستارا، تا سال 1342 تابع اردبيل باقي ماند و قسمت جنوبي آن به پنج خان نشين به نامهاي كرگانرود، اسالم، تالش، دولاب (رضوان شهر )، شاندرمن و ماسال تقسيم و خمسة طوالش ناميده شد. تالش در يك منطقة زيباي جنگلي قرار دارد و مركز آن شهر هشتپر است.
مراكز ديدني و تاريخي
_____________________ شهرستان رودسر شهرستان رود سر در زمان هاي قديم به بخشي از رانكوه در شرقي ترين ناحيه گيلان تعلق داشت. اين منطقه از شمال به درياي خزر ، از جنوب به رودبار (عمارلو) و از غرب به ديلمان و لاهيجان محدود مي شد. قديميترين نام رودسر كوتم است كه شهر كوچكي در رانكوه بوده است. پس از آن ، اين شهرستان هوسم نام گرفت و آنچنان كه در متون تاريخي آمده است، در سال 375 ه . ق بازاري نيكو و مسجد جامع بزرگي داشته است. بعدها اين شهر به دلايل نامعلومي رو به خرابي نهاد و در اواخر قرن نهم ه.ق به رودسر (شهري كه ميان دو رود واقع است ) تغيير نام داد . رودسر امروزي يكي از شهرهاي بسيار زيباي استان گيلان است.
مراكز ديدني و تاريخي
_____________________ شهرستان رودبار با آنكه پيشينة تمدن رودبار و نواحي پيرامون آن ، به دو هزار سال پيش از ميلاد مسيح مي رسد، در متون تاريخي كمتر به نام اين شهر اشاره شده است. پس از اسلام طوايفي از شام و حلب به رودبار مهاجرت كردند و در آن ساكن شدند. بعدها، در زمان نادرشاه افشار، گروهي از كردهاي قوچان و نواحي شمال خراسان نيز ناگزير به سكونت در اين شهر شدند. رودبار مرتفع ترين منطقة استان گيلان و منطقه اي كوهستاني ميباشد. اين شهر را ميتوان دروازة ورودي گيلان از طريق مركز كشور دانست. كوههاي بسيار زيباي اين ناحيه، به صورت رشته هاي موازي با دره هاي جالب توجه فضاي طبيعي دلنشيني را پديد آورده اند. زلزله 31 خرداد1369 اين شهر را ويران كرد. امروزه ، عليرغم بازسازي هاي فراوان، هنوز رونق پيشين را باز نيافته است.
مراكز ديديني و تاريخي
_____________________ شهرستان شفت شفت از نواحي بسيار قديمي با پيشينة تمدني كهن در گيلان به شمار مي آيد كه در متون مختلف تاريخي، بارها از آن نام برده شده است. مركز شفت، گوراب شفت خوانده ميشد كه در نزديكي روستاي نصيرمحله امروزي قرار داشت و آثاري از آن بجاي مانده است. از مراكز ديدني اين شهرستان به قلعه رودخان شفت ميتوان اشاره كرد. _____________________ شهرستان فومن فومن در دوران اسلامي به عنوان مركز بخش بيه پس ( بخش غربي گيلان ) شناخته مي شد. فرمانراوايان اين منطقه را عمدتاً از خانواده آل اسحاق مي دانند كه نسب خود را به خاندان هاي باستاني ايران از جمله به اشكانيان مي رسانيدند. در زمان امير ديباج ، فومن به تصرف مغولان درآمد. پـس از قـدرت يـافتن دودمان صفوي و تصميم شاه عباس به برچيدن حكومت هاي محلي، خان احمد (آخرين فرمانرواي لاهيجان از دودمان آل كيا) و محمد امينخان آخرين فرمانرواي فومن از دودمان آل اسحاق نيز از سپاه قزلباش شكست خوردند و سرتا سر گيلان زير فرمان حكومت صفويه درآمد. قيام جنگلي ها از تولم آغاز شد و فومن ، پناهگاه مهم ميهن پرستان و آزادي خواهان شد. در حال حاضر، شهرستان فومن از مناطق زيبا و آباد استان گيلان است كه ارزش هاي بسيار جالب گردشگري دارد.
مراكز ديدني و تاريخي
_____________________ شهرستان لاهيجان بناي شهر لاهيجان به لاهيج ابن سام ابن نوح نسبت داده مي شود. اين شهر، در گذشته دارالاماره يا دارالامان و سپس لاهيجان المبارك خوانده مي شد. لاهيجان در سال 705 ه.ق به دست اولجايتو فتح شد و امير تيمور به آن لشكر كشيد. پس از تيمور، سيد امير بيك و اعقاب وي - از سادات كياني - بر شهر لاهيجان حكومت كردند. پس از سقوط حكمرانان كياني، حاكمان صفوي در اين شهر حكومت كردند. از حوادث ناگوار و مهم در تاريخ لاهيجان، طاعون در سال 703 ه.ق ، آتش سوزي سال850 ه.ق لاهيجان و اسعال آن توسط روس ها در سال 1725 ميلادي است. در سال 1230 ه.ق لاهيجان دچار زلزله شد و در سال 1246، بار ديگر طاعون در آ ن كشتار كرد. لاهيجان يكي از مراكز اصلي جنبش جنگلي ها بود. در حال حاضر لاهيجان يكي از شهرهاي زيباي استان با امكانات فراوان جهانگردي است.
مراكز ديدني و تاريخي
_____________________ شهر لنگرود نام لنگرود براي نخستين بار در سال 512 ه . ق در متون تاريخي ذكر شده است . اين سال مصادف با مرگ سلطان محمد پسر ملك شاه آلب ارسلان است. در دوره صفويان، خصوصاً در دوره سلطنت شاه عباس اول، شهر لنگرود مركز حوادث مهمي بوده است. فرار احمد خان حاكم لاهيجان از لنگرود و دستگيري اعضاي خانواده وي توسط كيا فريدون حاكم گيلان و تحويل آنها به شاه عباس ، از جمله رويدادهاي مهم اين دوره شهر است. نادر براي سركوب تاتارهاي شرق مازندران و توسعه تجارت و دستيابي به دريا، لنگرود را براي ايجاد پايگاه دريايي و كارخانه كشتي سازي انتخاب كرد و در توسعه آن كوشيد . در زمان قاجار نيز لنگرود مورد توجه قرار گرفت. اين شهر ، امروزه يكي از مناطق مهم استان گيلان است و در ميان شهرهاي شرق گيلان از موقعيت جالب توجهي برخوردار است.
مراكز ديدني و تاريخي
_____________________ شهرستان آستارا آستارا، شهری کوچک در ساحل غربی دریای خزر و در شمالیترین نقطه استان گیلان و آخرین نقطه مرزی ایران و جمهوری آذربایجان است. آستارا از شرق به دریای خزر، از شمال به آستارای جمهوری آذربایجان، از غرب به شهرستان اردبیل و از جنوب به منطقه تالش نشین گرگان محدود است. رود آستارا که از کنار راه شوسه آستارا - اردبیل میگذرد، آستارای ایران را از آستارای جمهوری آذربایجان جدا میسازد در منطقه آستارا علاوه بر زبان ترکی آذربایجانی زبان تالشی نیز رایج است ولی در اثر مهاجرتهای زیاد از اهمیت آن کاسته شدهاست. آستارا یکی از زیباترین شهرهای شمال استان گیلان است.
آستارا به موجب قانون تقسیمات کشوری سال ۱۳۱۶ش. بخش شهرستان اردبیل بود، در مهرماه سال ۱۳۳۷ش. تابع آذربایجان شرقی شد و از خرداد سال ۱۳۳۹ش. جزو استان گیلان گردید. جمعیت آن بر اساس سرشماری سال ۱۳۵۵ش، ۳۵۹۴۵ نفر بوده و طبق بر آورد سال ۱۳۶۳ش. به ۴۳۸۶۴ نفر رسیده و در حال حاظر نزدیک به ۱۰۰۰۰۰ نفر میباشد. این شهرستان شامل دشت و کوهستان است و هوای دشت در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان ملایم و هوای کو هستان در تابستان معتدل و در زمستان سرد است. محصولات آن غلات، حبوبات، برنج و فر آورد ههای دامی است. از اماکن تاریخی شهرستان آستارا میتوان به بقعه شیخ تاج الدین محمود خیوی در لمبر محله آستارا، قلعه شیندان، قبرستان قدیمی ونه بین که در بالای دهکده توریستی حیران بر سر راه فرعی نمین واقع است، قبرستان قدیمی دهکده گنج کشی از آبادیهای نزدیک حیران، بقعه پیر قطب الدین نزدیک د هکده باغچه سرا، بقعه سیدابراهیم و سیدقاسم که گفته میشود پسران امام موسی کاظم در د هکده کان رود اشاره کرد دربارهٔ نام این شهر گفته شده که در آغاز آهستهرو بوده زیرا کاروانان و مسافران زمانیکه به این منطقه مردابی ساحلی میرسیدند ناچار به حرکت آهستهتر میشدند. همان نام اوسته رو یا هوسته رو تالشی به مرور تبدیل به آستارا شدهاست. (در این مورد نگاه کنید به کتاب بستانالسیاحه). برخی این نام را برگرفته از ریشه استردن یا ستردن بمعنای گرفتن حق العبور یا باج دانستهاند که با توجه به دور افتاده بودن منطقه در سالیان گذشته منطقی بنظر میرسد. مراكز ديدني و تاريخي
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 20:50 توسط شیما بنیادی ، الهام محمدی پور |
|
|
بقعه شيخ زاهد گيلانی با تمام زيبايي معماري و مسيري پر از جاذبه طبيعت گردي، نشان ديگري از زيباييهاي گردشگري گيلان است. مسير زيبايي كه در نهايت به گنبد هشت ترك فيروزهاي اين بقعه تاريخي ختم ميشود، خود با جاذبههايي شعف انگيز چون مزارع برنج ،جنگل و رودخانه احاطه شده است. عطربرنج در مسير راه به سمت شرق گيلان گردشگران را بهاستشمام عميقتر وا ميدارد، و چه بهتر اگر باران پودري شمال نيز به راه باشد و هر چند كه در آفتاب طلايي آن مناظر ديدني تر. كلبههاي چوبي با ديوارهاي گلين و سقفهاي " كلش به سر" حكايت از مرز بندي مالكيت شاليزارها دارد. در دو طرف جاده در سايه سار درختان صنوبر فروشندگان محلي در زير سايه بانهاي پارچهاي و آلاچيقهاي چوبي سوغات محلي گيلان چون كدوتنبل ، ماهي ، گوجه سبز ، بادام زميني و ... را چيده و سيرهاي تازه را براي فروش چليپا كردهاند. پس از اين همه زيبايي در انتهاي مسيري خاكي كه در طرفي از آن خانههاي مسكوني است و در طرفي ديگر سبزه زار، به روستاي شيخانور لاهيجان ميرسيم. اين بقعه در روستاي " شيخانور " يا " شيخانه بر" در چهار كيلومتري شرق لاهيجان در دامنه كوه و در ميان مزارع سبز چاي واقع شده است . مدفن " شيخ تاجالدين ابراهيم " ملقب به " شيخ زاهد گيلاني " از عرفا و دراويش بزرگ و از استادان " شيخ صفیالدين اردبيلی " است. " شيخ زاهد" در سال ۷۱۱هجري قمري دار فاني را وداع گفت و بعدها به سال ۸۹۲هجري قمري " سلطان حيدر صفوي " به سبب خوابي كه ديده بود، با معماران و نجاراني كه از شهر شيروان با كشتي به گيلان منتقل شده بودند، اين بنا را ساخت و جسد شيخ را به آن جا منتقل كرد. بناي بقعه با دو اتاق مربع و مستطيل شكل در كنار هم قرار گرفتهاند در كنار اتاقها، در سمت شمال، ايوان طويلي با هفت فيلپا در شرق حرم، ايواني با شش فيلپا و در حاشيه و قسمت جنوبي همين اتاق نيز ايوان ديگري با شش فيلپا ديده ميشود. ازاره ديوارهاي ايوانها تا ارتفاع ۱۱۵سانتي متر با كاشي كاري هفت رنگ عصر قاجار تزيين شده است. طاقچههايي با طاق جناقي در قسمتهاي مختلف ايوان به چشم ميخورد. از زيباترين قسمت بنا بايد به گنبد هرمي و هشت ترك اشاره كرد كه شيب تند آن به دليل عبور سريع آب باران تهيه شده و سطح حره را با كاشي كاري زرد و آبي، سفيد و سياه، با نقوش سنتي و گل دار پوشاندهاند. اطراف گنبد و ديگر نقاط بنا را با سفال پوشش داده اند. بقعه شيخ زاهد گيلاني ، متعلق به قرن نهم هجري بوده و داراي شماره ثبت ملي ۸۲۴سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور است. مسير راه و ديدنيهاي طبيعت گردي آن مويد اين مطلب است كه گيلان تنها به ماسوله ، ديلمان و قلعه رودخان خلاصه نميشود .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 20:45 توسط شیما بنیادی ، الهام محمدی پور |
|
|
بنيانگذار و موسس اكوموزه آلزاس فرانسه گفت: موزه ميراث روستايي گيلان با ارايه اين طرح زنده، راه ارتباط خود را با افراد دنيا باز خواهد كرد. "مارك گرودول " روز يكشنبه در حاشيه بزرگداشت روز جهاني موزه و ميراث فرهنگي در گفت و گو با خبرنگار ايرنا در رشت افزود: موزه ميراث روستايي گيلان تنها متعلق به اين منطقه نيست و محدود به آن نيز نميماند. وي با بيان اين اظهارات در محل موزه ميراث روستايي گيلان در رشت افزود: وي اضافه كرد:امكانات گردشگري اين موزه از دل منطقهگيلان برآمده و منحصر به فرد است. گرودول گفت: پس از صحبت با چند بازديدكننده كه از اقشار مختلف بودند به اين نتيجه رسيدم كه سازههاي اين موزه داراي زبانند و گويي با بازديد كنندگان حرف ميزند. وي اضافه كرد: در اين موزه صداقتي نهفته است كه گردشگر را به ديد نو و احساسي تازه راهنمايي ميكند. وي اظهار كرد: موزه ميراث روستايي گيلان ميتواند از ديدگاههاي متفاوت براي توسعه منطقهاي نقش استراتژيك ايفا نمايد و منافع آن نيز تنها به منطقه و كشور محدود نشود. در مراسم بزرگداشت روز موزه از مارك گرودول به عنوان خادم فرهنگي تجليل شد. پروژه احداث موزه ميراث روستايي گيلان كه در زميني به مساحت بيش از ۲۰۰ هكتار در پارك جنگلي سراوان رشت در دست اجراست،نحوه زندگي و آداب و رسوم يك صدساله روستاييان گيلاني با بافتهاي مختلف فرهنگي را به نمايش گذاشته است. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 20:44 توسط شیما بنیادی ، الهام محمدی پور |
|
|
هرجا كه تنوع طبيعي و انساني - تحت سيطره زمان و تاريخ - درهم مي آميزد، نوعي از الگوهاي زيستي شكل مي گيرد، كه به نوبه خود مي تواند استثنائي و منحصر به فرد باشد. ماسوله، نمونه بارزی از اين نوع زيستگاه تاريخي بشر است، كه به عنوان يك اثر ملي در سال 1354 شمسي به شماره 1090 در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است. اين شهر تاريخي، در طول عمر هزار ساله خود، در هماهنگي خارق العاده ميان انسان و طبيعت. نمونه بارزی به شمار می آيد. ماسوله در عرض جغرافيائي 13و09و37 شمالي و طول جغرافيائي 14و59و48 شرقي و در منتهي اليه منطقه مرطوب خزري، واقع در دره رودخانه اي كه سرچشمه هاي آن نزديك دومين قله بلند كوه هاي طالش (ماسوله داغ با ارتقاع 3050 متر) است قرار دارد. ارتفاع آن از سطح درياي آزاد 1050 متر و اختلاف بين پايين ترين و بالاترين نقطه اين شهر كوهستاني بيش از 120 متر است . آميزه اي از فرهنگ هاي سه گانه طالش، تركي و گيلكي از يكسو و طبيعت هاي سه گانه جنگلي، مرتعي و كوهستاني، از سوي ديگر، فرهنگ و تمدن خاصي را به وجود آورده كه اولين نمايه كالبدي آن، شهرسازي و معماري خاص ماسوله است. در حالي كه اين كالبد، متاثر از ارتباطات پيچيده و ويژه اجتماعي و اقتصادي اين زيستگاه كهن مي باشد، به شدت بر ارتباطات فوق تاثير گذار است.
بدين ترتيب در يک همكنش مداوم و مستمر، پويائي شگفت انگيزي در حيات تاريخي الگوهاي زيستی ماسوله به وجود آورده است. اين شهر تاريخي در وسعتي معادل 6/1 هكتار و در چهار محله ي خانه بر، كشه سر، اسدمحله و مسجدبر شكل گرفته است. داراي بازاري در چهار طبقه مي باشد که هر چهار محله بطور مستقل به بافت بازار شهر ارتباط بي واسطه دارند. در حال حاضر در ماسوله بيش از 350 واحد مسكوني وجود دارد كه در گذشته (حدود صد سال پيش)، اين تعداد به 600 واحد بالغ مي گرديده است. وجود بيش از 120 واحد تجاري در محدوده بازار آن، بيش از 6 كاروان سرا، دو حمام قديمي، بيش از 33 چشمه عمومي، ده مسجد و پنج امام زاده حاكي از رونق و شكوفائي اين شهر در دوره هاي متاخر مي باشد. جمعيت ماسوله طي 60 سال گذشته از حدود 3500 نفر به 900 نفر كاهش يافته است. اين امر نشانه سير نزولي تاريخ اين شهر كهن است. انسانهائي كه در يك زندگي كاملا سازگار با طبيعت، اين زيستگاه و اين كالبد شهر ي و معاري خارق العاده را خلق كردند، اگر مي دانستند آيندگانشان اين گونه با دست آوردهايشان رفتار مي كنند، بي شك، به سادگي آنها را به آيندگان نمي سپردند در ده های اخير و به دلايل گوناگون هويت تاريخی فرهنگی و زيست محيطی اين مجموعه نادر مخدوش شده است و وضعيت فعلی اين بافت باارزش در شأن شهرت قبل نمی باشد.
با اين همه شهرت و محبوبيت ماسوله در ميان پنج شهر ـ روستاي شگفت انگيز (ابيانه، كندوان، ميمند و سرسيد آقا) زبان زد خاص و عام است. شايد ساليانه چند هزار نفر مسافر از اين شهر تاريخي و مناظر تاريخي و طبيعي آن ديدن مي كنند. اين تعداد مسافر بيشتر در سه ماهه تابستان از اين شهر بازديد مي كنند، چرا كه هواي آن در اين فصل معتدل و مرطوب است. گرچه كه زيبائي هاي آن در سه فصل ديگر سال چه بسا بيش از تابستان است. تمامي مسافراني كه علاقه مند به استفاده از مناظر طبيعي هستند در سه فصل بهار، پائيز و زمستان. مي توانند شاهد مناظري بديع از طبيعت باشند. آنان كه جوياي فضائي آرام، ساكت و خلوت هستند نيز در اين سه فصل ماسوله را بسيار مناسب خواهند يافت. از شاخصه هاي شهري ماسوله، مي توان از بازار آن نام برد. بازار ماسوله درواقع قلب اين شهر بوده و هست و از پرجاذبه ترين نقاط ديدني اين شهر براي علاقمندان به بناها و شهرهاي قديمي است. بازار درچهار سطح مستقل از هم شكل گرفته است. مغازه های دو سطح تحتانی، يک طبفه و مغازه های دو سطح فوقانی دو طبقه ساخته شده است. اين مجموعه در مرکز شهر واقع شده و توسط چهارمحله مسجدبر، خانه بر، کشه سر و اسدمحله احاطه شده است. پايين ترين طبقه بازار ، راسته چموش دوزها و چاقوسازها بوده است. طبقه دوم عمده فروشها و ساير فروشندگان و طبقه سوم و چهارم كه فوقاني ترين قسمت هاي بازار بوده اند نيز راسته عمده فروشهاي بزرگ و تجار بوده است. وجود حفاظهاي چوبي مغازه ها و همينطور ستون ها و ايوان هاي دو طبقه چوبي در اين بازار نماي بسيار زيبايي را به وجود آورده است. وجود چشمه ها، كاروان سراها و مساجد داخل يا جوار اين بازار از نشانه هاي رونق و پويايي آن به شمار مي آيد. بيش از 160 دهانه مغازه دراين مجموعه قابل شمارش بوده كه البته تعداد محدودي از آنها دائر مي باشند. برخي متروكه ،برخي انبار و برخي نيز به كلي تخريب شده اند. بيش از سه كاروان سراي بزرگ در دو سوي بازار وجود داشتند كه محل اقامت بازرگانان و تاجران بوده اند. بناي اين كاروان سراها هنوز موجود است. هرچهار محله ماسوله نيز در جوار بازار صاحب يك مسجد هستند که عبارتند از مسجد جامع، مسجد اسدمحله، مسجد قنبرآباد و مسجدخانه بر از اسامي اين مساجد جنب بازار مي باشند. جالب اينجاست كه قديمي ترين مدرسه دولتي ماسوله نيز در بازار تشكيل شده بوده. اين مدرسه با پنج كلاس درس در طبقه دوم مغازه هاي بالاترين سطح بازار واقع بوده و دانش آموزان با وارد شدن به ايوان سرتاسري آن مي توانستند به داخل كلاس هاي درس راه يابند. متاسفانه درحال حاضر تمامي اين قسمت از بازار كه سالهاي متمادي محل مدرسه ماسوله بوده است به كلي تخريب شده و از بين رفته است. درحال حاضر آنچه كه بازار ماسوله را پررونق نگاهداشته است. نه تجارت و دادو ستد كالاهاي مناطق همجوار اين شهر تاريخي، كه رفت و آمد مسافران دور و نزديك به اين مجموعه است. از اين رو واحدها و اصنافي كه روزگاري به تعداد زياد درحال توليد و ارائه و خريد و فروش كالاها بودند ديگر به چشم نمي خورند. به جاي آنها قهوه خانه ها و فروشگاههاي صنايع دستي سراسر بازار را اشغال كرده اند. البته اين واحد هاي جديد صرفاً در فصول مسافرپذير سال، خصوصاً فصل تابستان فعال هستند و ساير فصول يا تعطيل مي باشند و يا بسيار آرام و خلوت هستند. در كنار اين واحدها، اصنافي نيز مايحتاج روزمره اهالي را تامين مي كنند مانند نانوائي ها ، قصابي ها ، خواروبار فروشي ها و بقالي ها که در تمام فصول سال داير بوده و درحال خدمات دهي به اهالي هميشه ساکن ماسوله مي باشند.
متاسفانه كالبد معماري اين مجموعه در دهه اخير بسيار دستخوش تغيير شده و ظاهر قديمي و تاريخي خود را تا حدودي از دست داده است. با اين وجود ، وجود جاذبه هاي خارق العاده كالبدي همچنان چشم گير مي نمايند. اين جاذبه ها مربوط به نحوه دسترسي ها ، هم جواري واحدها و طبقات و همچنين شكل گيري ارگانيك و توپوگرافيك كل مجموعه بازار است كه براي هر علاقمندي به معماري بومي و سنتي قابل اهميت بوده و ستايش برانگيز است. به هر حال ديدن بازار ماسوله از مهمترين مواردي است كه هر مسافر و بازديدكننده و حتي محققي طالب آن است. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 20:26 توسط شیما بنیادی ، الهام محمدی پور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 |
|
RSS
|